این روز ها همه جا خاکستری...رنگ زندگی دودی...هیچی خوشگل نیست...زندگی سخت و سخت تر شده...دروغ پشت دروغ...تنهایی ...امروز بخاطر خوردن دارو فقط خواب بودم!هیچ کاری نکردم...میخوابم که نفهمم داره دقیقا چه اتفاقی می افتهدچار یه افسردگی خاص شدم...انگار همه خانوادم رفتن مسافرت و من تنهام...انگار تو یه شهر غریب تنهام...هیچ کاری از دستم بر نمیاد...از آینده میترسم...آینده ای که از الان داره خراب میشه...فقط نوشتن یکم منو آروم میکنه...راستی نفهمیدم کی پاییز شد
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی
تاريخ: سه
شنبه
5 مهر
1401 ساعت: 20:06